الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

39

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

« شرف النّبى » به صورت مرفوع تا جابر نقل كرده است . « 1 » 11 - فتّال مىگويد : همين كه حسن عليه السلام به دنيا آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و فرمود : اسماء ! پسرم را نزد من بياور ! ( اسماء مىگويد : نوزاد را بردم و ) در پارچهء زردى به او دادم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن پارچه را به دور انداخت ، و فرمود : اى اسماء ! مگر من به شما نگفتم كه نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد ، از اين رو من او را در پارچهء سفيدى بستم و به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دادم ، پس به گوش راستش اذان و به گوش چپش اقامه گفت . سپس فرمود : يا على ! پسرم را چه نام گذاردى ؟ عرض كرد : من در نامگذارى او به شما سبقت نگرفتم ، البته من دوست داشتم نام او را حرب بگذارم ! آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : و من هم بر پروردگار عزّوجّل سبقت نمىگيرم . سپس جبرئيل عليه السلام فرود آمد ، عرض كرد : يا محمد ! خداوند علىّ اعلا بر تو سلام مىرساند و مىگويد : على نسبت به تو به منزلهء هارون است نسبت به موسى ولى پس از تو پيامبرى نيست ، اين پسرت را به نام پسر هارون نامگذارى كن ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : جبرئيل ! نام پسر هارون چه بود ؟ عرض كرد : شبّر . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : زبان من عربى است . عرض كرد : نام او را حسن بگذار ! پس او را حسن ناميد و چون روز هفتم تولّدش فرا رسيد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دو گوسفند نر پر گوشت عقيقه كرد و يك ران گوسفند را به قابله مرحمت كرد و سر نوزاد را تراشيد و به وزن موهايش اشرفى

--> ( 1 ) - اعلام الورى : ص 209 .